تبلیغات
لبیک یا خامنه ای

لبیک یا خامنه ای
سید ما، مولای ما، دعاکن برای ما ...
نویسندگان
صفحات جانبی
لینک های مفید



از همان اول که آمد، از کسی که شناسنامه ها را تحویل می گرفت، سراغ رئیس حوزه را گرفت و پرسید که بالاترین مسئول آنجا کیست؟


وقتی معرفی و راهنمایی اش کردند، رفت و با مسئول مربوطه مشغول صحبت شد و شروع کرد به مقدمه چینی کردن. لهجه قشنگی داشت.

از مهاجرتش گفت و این که سه سالی است مجبور شده به خاطر کارش از جنوب کشور بیاید تهران.

گفت که چقدر شهرش را دوست داشته و هر روزِ این شهر برایش مثل زندان است.

گفت که دو تا از بچه هایش در شهر خودشان ازدواج کرده اند و از دوریشان نالید.

 

گفت که یکی دو سال دیگر بازنشسته می شود و خدا را شکر کرد که برمی گردد شهرشان.

گفت و گفت و مقدمه چینی کرد و کرد تا بالاخره به اصل قضیه رسید و گفت که توی این مهاجرت، شناسنامه اش را گم کرده و مرتب پشت گوش می انداخته و نمی رفته دنبالش تا همین هفته پیش که به صرافت افتاده برود دنبال المثنی!

ولی کارهای اداری طول کشیده و الان شناسنامه ندارد و فقط کارت ملی همراهش است.

حتی گفت که اطلاعیه سازمان ثبت احوال که برای صدور شناسنامه صادر شده بود را هم دیده و می داند که امروز هم این سازمان باز است و رفته بود و سر زده بود و نتیجه ای نگرفته بود.


حالا با یک کارت ملی آمده بود و تقاضا می کرد بگذارند رای بدهد.


برایش توضیح دادند که طبق قانون بدون شناسنامه نمی شود به رئیس جمهور رای داد.
بدون اعتراض، قبول کرد و وقتی برگه رای شورای شهر را تحویل می گرفت، با لحنی غمگین گفت:

«به 10 تا رئیس جمهور رای داده ام؛ این بار ندهم؟!»

با تشکر از خبرگزاری دانشجو



طبقه بندی: متفرقه - مذهبی، خبر،
برچسب ها: جمهوری اسلامی، انتخابات، شناسنامه، رئیس جمهور،
دنبالک ها: خبرگزاری دانشجو،
[ جمعه 24 خرداد 1392 ] [ 06:04 ب.ظ ] [ آسمان313 ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



برق غضبی که چشم رهبر دارد
گویا که بنای فتح خیبر دارد
دور و بر این دیار پرسه نزنید
این مملکت فاطمه حیدر دارد

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب